چگونه به کودک خود بیاموزیم اشتباه خود را بپذیرد؟

یکی از مراحل مهم آموزش و پرورش کودک، این است که بداند و بپذیرد که ممکن است اشتباه کند و بابت اشتباهش عذرخواهی کند. بسیار ضروری است که کودک خود را بری از اشتباه نداند و در صورت لزوم بتواند بدون استرس زیاد یا خدشه­‌دار شدن اعتماد به نفس و عزت نفس، معذرت­‌خواهی کند. در این میان نقش والدین با پیش گرفتن رفتاری میانه و تربیت صحیح برای آموزش پذیرش اشتباه توسط کودک بسیار مهم است. 


کتابهایی که امروز معرفی می­کنیم، به ما کمک می­‌کنند رفتاری درست و فارغ از افراط و تفریط در برابر تجربه‌­گرایی و اشتباه­های فرزند خود در پیش بگیریم و بازخوردی منطبق با واقعیت به کودک ارائه دهیم

ریس دخترکی است که دوست ندارد هیچوقت اشتباه کند. او تمام تلاشش را می­کند تا همیشه برنده هر رقابت و مسابقه‌­ای باشد و به همین علت به شکل وسواسی نظم و ترتیب دارد. او عاشق مسابقات تردستی است و آنقدر در این کار خوب است که همیشه بدون اشتباه برنده می­شود. حال چه اتفاقی میفتد اگر یکبار بئاتریس اشتباهی کند و در اجرای برنامه خود دچار مشکل شود؟ استرس بسیار زیاد و تنهایی ناشی از رقابت‌­طلبی و نپذیرفتن امکان خطا، همراهان همیشگی بئاتریس هستند. اما خوشبختانه او فرصت دارد که همه این ویژگی­‌های ناراحت‌­کننده را کنترل کند و از شادی و زندگی در کنار دوستانش لذت ببرد

گاهی یک اشتباه باعث به وجود آمدن یک اشتباه دیگر می­‌شود و آن وقت این زنجیره اشتباهات را باید جایی اصلاح کرد. اما چطوری؟ در این کتاب نگاه مخاطب به اشتباه تغییر می­‌کند؛ چرا که اشتباه­ها، فرصتی برای جور دیگر فکر کردن و یافتن راهکارهای تازه برای حل کردن مشکلات هستند. یک نقاش در حال کشیدن چهره دختری است که متوجه می‌­شود یکی از چشمها را بزرگتر از دیگری و گردن را درازتر از حد معمول کشیده است. بعد فکر می­‌کند می‌­تواند با کشیدن عینک و شالگردن، این اشتباه­‌ها را جور دیگری تبدیل به زیبایی کند و این شروع یک تفکر خلاقانه و واگرا برای حل مسائل است. مانند دیگر کتابهای انتشارات پرتقال، کیفیت تصویرسازی کتاب عالی است و تجربه بلندخوانی آن برای کودکان کوچکتر نیز بسیار لذت­‌بخش خواهد بود
همانطور که گفتیم گاهی برای اینکه یک خطا را بی‌­اهمیت جلوه دهیم یا ابعاد مشکل­ آفرین آن را انکار کنیم، آنقدر توجیه میکنیم و به دنبال ردیف کردن استدلال‌های به ظاهر منطقی هستیم و خودمان را به دردسر می­‌اندازیم؛ که کاملا یادمان می­رود راه راحت­تری هست که طی آن اشتباه خود را بپذیریم و عذرخواهی کنیم. گویی عذرخواهی و قبول اشتباه، آنقدر برایمان سنگین و غیرقابل قبول است که به فریب دادن خود و دیگران بیشتر تمایل داریم. 

 

 

 

این کتاب نیز مانند دیگر کتابهای مجموعه «تجربه هنر و زندگی» با تحلیل زندگی روزمره، به نگاه و سبک اندیشیدن ما جهتی فلسفی و خردمندانه می­‌دهد. در بخشی که کاملا ذهن را درگیر می‌­کند چنین آمده است: « فرق بزرگی است میان آنچه فرد خطاکار به دیگران می­‌گوید تا چیزی را که می‌­داند حقیقت ندارد به خورد آنها بدهد؛ و آنچه به خودش می­گوید تا به خودش بقبولاند که کارش درست بوده است. در حالت اول فرد خطاکار دورغ می­گوید و خودش هم می­‌داند که دارد دروغ می­گوید تا آبرویش را بخرد؛ اما در حالت دوم، به خودش دروغ می­گوید. به همین دلیل است که توجیه خودمان از دروغ آشکار هم پرقدرت­تر و خطرناک­تر است». کتاب پر از مثال­هایی است که به فهم بهتر و اهمین موضوع فرار از پذیرفتن خطا و سنگینی بار عذرخواهی کمک می­کند و مطالعه آن را جذابتر می­کند.